شعر امام خمینی

ما زاده ی عشقیم و پسر خوانده ی جامیم
در مستی و جان بازی دلدار ، تمامیم
دلداده ی میخانه و قربانی شربیم
در بارگه پیر مغان ، پیر غلامیم
هم بستر دلدار و زهجرش به عذابیم
در وصل ، غریقیم و بهجران ، مدامیم
بی رنگ و نوائیم ، ولی بسته ی رنگیم
بی نام و نشانیم و همی در پی نامیم
با صوفی و با عارف و درویش ، بجنگیم
پر خاشگر فلسفه و علم کلامیم
از مدرسه مهجورو زمخلوق کناریم
مطرود خرد پیشه و منفور عوامیم
با هستی و هستی طلبان ، پشت به پشتیم
با نیستی از روز ازل گام به گامیم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 1:18 توسط علی حسین کوثری
|